|
ساده و واضح
|
از آنجایی که دیدم جملات شنیدنی وبلاگ طرفدار زیادی داره تصمیم گرفتم ادامه بدم و اینبار جملات و دیالوگهایی از فیلم هایی که خودم دوست دارم را برای شما مینویسم. با ترجمه آزاد
What are you looking at? You are a bunch of fu.cking as.sholes
you know why? ... you don't have the guts to be you wanna be
you need people like me
you need people like me so you can point your fu.cking fingers and say that's the bad guy
so ... what that make you? ... good? ... you're not good
you just know how to tell lie
me? ... i just don't have that part
me? ... I always tell the truth ... even when i lie
به چی نگاه می کنید؟ شما یک مشت کو.نی لعنتی هستید
میدونید چرا؟ ... شما جرات شدن اون چیزی که می خواید بشید را ندارید
شما آدم هایی مثل من را لازم دارید
شما آدم هایی مثل من را لازم دارید که با انگشت های لعنتی تان اشاره کنید و بگید این مرد بد هست
خب ... این شما را چی می کنه؟ ... خوب؟ ... شما خوب نیستید
شما فقط میدونید چطور دروغ بگید
من؟ ... من فقط اون قسمت را ندارم
من؟ ... من همیشه راستش را میگم .... حتی وقتی که دروغ میگم
Tony Montana / AL PACINO
Scarface
Around here, however, we don't look backwards for very long
We keep moving forward, opening up new doors and doing new things, because we're curious
and curiosity keeps leading us down new paths
اطراف اینجا, به هرحال, ما زیاد به عقب نگاه نمی کنیم
ما به پیش رفتن ادامه میدیم, درهای جدیدی باز می کنیم و کارهای جدیدی انجام میدهیم برای اینکه ما کنجکاو هستیم
و کنجکاوی ما را به سمت راه های جدیدی هدایت می کند
KEEP MOVING FORWARD ... ... Walt Disney
Meet The Robinsons
Don't ever let somebody tell you
you can't do some
not even me, ... alright? ... you gotta dream ... you gotta protect it
people can't do some themselves
they wanna tell you, you can't do it
you want some, go get it
هرگز اجازه نده کسی به تو بگه ... که تو کاری را نمیتونی انجام بدی ... حتی من
باشه؟ ... اگر رویایی داری ... باید ازش محافظت کنی
مردم کاری را خودشون نمی توانند انجام بدن
می خوان به تو بگن تو نمی تونی انجام بدی
اگر چیزی را می خوای ... برو بدست بیار
Chris Gardner / Will Smith
The Persuit of Happyness
مطالب مرتبط:
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید. نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس آمد. سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد. دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد. قصاب هم در حالیکه دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منتظر بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم بدنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. اینکار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع کرد به فحش دادن و تنبیه سگ. قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یک نابغه است. باهوش ترین سگی که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه!!!
نتیجه اخلاقی:
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته هایمان را بدانیم.
When I want to read a novel, I write one
وقتی می خواهم یک رمان بخوانم, یکی می نویسم
Benjamin Disraeli
You have enemies? Good. That means you've stood up for something, sometime in your life
شما دشمنانی دارید؟ خوب است. این نشان می دهدکه شما خود را برای چیزی گماشته اید, روزی در زندگی تان
Winston Churchill
Anyone who has never made a mistake has never tried anything new
کسی که هرگز اشتباهی انجام نداده هیچگاه چیز جدیدی را امتحان نکرده.
Albert Einstein
Nothing can bring you peace but yourself
هیچ چیز نمی تواند برای شما صلح و ارامش بیاورد جز خود شما.
Ralph Waldo Emerson
The shortest way to do many things is to do only one thing at a time
کوتاه ترین راه برای انجام کارهای زیاد این است که فقط یک کاری را در موقع زمانی انجام دهید.
Richard Cech
Imagination is more important than knowledge
تخیل مهمتر از معلومات است.
Albert Einstein
مطالب مرتبط:
۱ تیر (21 june) روز جهانی موسیقی ست.
این هفته ای که در آن هستیم در سراسر جهان در خانه ها و خیابانها موسیقی شنیده می شود و کنسرت ها و رقص ها در اکثریت کشورها به چشم می خورد.
تا حالا به این فکر کردید دنیا بدون موسیقی چطور میشد؟
اجازه ندهید وضعیتی که در آن هستیم روحیه ی موسیقی ما را از بین ببرد. این هفته مدام در خانه موسیقی گوش دهید و افراد خانه را به آن تشویق کنید.
سعی کنید با اهل خانواده که ساز موسیقی بلد هستند به همراه آواز که تقریبآ همه می توانند بخوانند موسیقی بنوازید.
اگر کنسرتی قرار است در شهرتان اجرا شود حتمآ سر بزنید.
کودکان را به موسیقی تشویق کنید تا روحیه ی آنها هم زنده بماند.
حتی اگر علاقمند هستید این هفته هفته ی خوبی است برای آغاز یادگیری یک ساز موسیقی. البته اگر علاقمند هستید.
خواننده ها و سبک های موسیقی مورد علاقه خود را با ما تقسیم کنید.
موسیقی وبلاگ به مدت یک هفته
USA for Africa
We are the World, We are the Children
(لینک در بالای صفحه)
لینک های مرتبط:








توضیحات: به درخواست بعضی دوستان و هم برای اینکه یک تنوع کاری برای من و یک اثر ثابت برای زندگی من بوجود بیاید این قسمت زندگی من را آغاز می کنم. خوشحال خواهم شد اگر نظر دوستان را در مورد زندگی خودم بشنوم.
این قسمت مربوط به دنیا آمدن من تا بازگشت خانواده مان به ایران می باشد.
من در تاریخ 27 مهر سال 1365 (1986.10.19) در استانبول ترکیه به دنیا آمدم. روز بدنیا آمدن من تمامی استانبول پوشیده از برف بوده و اکثر مدارس و خیابانها بسته شده بودند. شاید به همین دلیل من سرما و برف را بسیار دوست دارم.
از کودکی ام چندان چیز های مهمی به خاطر ندارم. به همین دلیل بیشتر سعی می کنم که خاطرات پراکنده ای که در ذهنم دارم و همچنین مطالبی که در مورد این دوران به من گفته اند را بنویسم و یا لینک مربوط به آن را بعدآ درج کنم.
پدر من در آن دوران پزشکی و تخصص را در دانشگاه چاپای استانبول می گذراند. مادر من هم در همان دانشگاه دندانپزشکی را تمام می کرد.
برای مادر من در آن دوران خیلی سخت بود که هم خانه داری کند هم دانشجو باشد و هم بچه داری کند. اگر چه من نوه ی اول طرف مادری ام هستم و از این نظر مورد توجه قرار می گیرم اما از نظر مادر و پدر دانشجو ام در آن دوران فکر کنم بیشتر دردسر بوده ام.
سختی ها برای خانواده من در آن زمان اتمام نداشت. رفت و آمد زیاد خانواده مادر و پدرم آنها را خسته می کرد. از طرفی مشکلات مالی که میان خانوادگی بوجود می آمد از دردسرهای دیگر انها بود. هر چه باشد پدر من زن و بچه داشت و تقریبآ مستقل شده بود اما از آنجایی که هنوز دانشجو بود نمی توانست استقلال مالی پیدا کند. اما پس از اینکه پدرم وارد تخصص شد از پدرش خواست که دیگر پول برای آنها نفرستد و آنها به هر قیمتی خواستند که مستقل شوند. این دوران با آغاز جنگ ایران و عراق بدتر هم شد. دیگر تبادل کالا و پول تقریبآ غیر ممکن شده بود و این برای کسانیکه خارج از کشور هستند یعنی عذاب الهی.
آنطور که از پدر و مادرم شنیده ام در بچگی مثل الان در حالت عادی ساکت و آرام بودم و بیشتر درون خودم بوده ام. اما مواقعی که به چیزی نیاز داشتم و یا قرار بود کاری انجام دهیم و یا شاید جایی برویم خیلی بچه ای بدعنق و بیزارکننده ای بوده ام. مخصوصآ سر غذا خوردنم بقدری مادرم را اذیت می کرده ام که مادرم بیچاره از دست من گریه می کرده.
از صحبت های دیگران فهمیدم که من در بچگی به دو چیز بسیار علاقه داشتم که در این دو مورد زبانزد بین فامیل شده بودم. یکی علاقه بسیار من به وسایل آشپزخانه بخصوص قابلمه و قاشق چنگال بود. هر چقدر فکر می کنم دلیلش را نمی دانم اما می گویند زمانیکه حوصله ام سر می رفت و یا در مهمانی یا حتی خانه ی خودمان می خواستند مرا ساکت کنند به من چندتا قابلمه می دادند و من ساکت می شدم و با آنها بازی می کردم.
دومین چیز حیوانات بودند. من یادم است که در حیاطمان گربه های زیادی می آمدند. احتمالآ خانه ی بسیاری از آنها آن اطراف بوده. من با آنها بازی می کرده ام یا آنها را نگاه می کردم. موقع غذا دادن به من مجبورآ مادرم به آنها هم کمی غذا می داد تا من هم غذا بخورم. اما احتمالآ میزان غذایی که گربه ها می خوردند از من بیشتر بوده.
همچنین من در آن دوران از یک لاکپشت و یک بوقلمون نگهداری کرده بودم که هردوی آنها توسط گربه ها کشته شدند.
(متن کامل در ادامه مطلب)
آخرین اخبار:
کشف 'قدیمیترین' کلیسای جهان در اردن
بخشی از میراث باستانی عراق در آمریکا کشف شد
پاندای کونگ فو کار در صدر پرفروشهای آمریکا
پی نوشت: یکسری از لینکهای وبلاگهایی که لینک وبلاگ نوشته را حذف کرده بودند و یا حدود یکسال یا بیشتر بروز نشده بودند را حذف کردم. امیدوارم که دوستان دلگیر نشوند.
آخرین اخبار:
آخرین اخبار:
انسانها فراموش می کنند... این نوشته ها هستند که باقی می مانند...
آخرین اخبار:
اولین همایش جهانی رسانه ها با حضور شیرین عبادی
مل فرر، هنرپیشه کهنهکار آمریکایی درگذشت