|
ساده و واضح
|
۱ تیر (21 june) روز جهانی موسیقی ست.
این هفته ای که در آن هستیم در سراسر جهان در خانه ها و خیابانها موسیقی شنیده می شود و کنسرت ها و رقص ها در اکثریت کشورها به چشم می خورد.
تا حالا به این فکر کردید دنیا بدون موسیقی چطور میشد؟
اجازه ندهید وضعیتی که در آن هستیم روحیه ی موسیقی ما را از بین ببرد. این هفته مدام در خانه موسیقی گوش دهید و افراد خانه را به آن تشویق کنید.
سعی کنید با اهل خانواده که ساز موسیقی بلد هستند به همراه آواز که تقریبآ همه می توانند بخوانند موسیقی بنوازید.
اگر کنسرتی قرار است در شهرتان اجرا شود حتمآ سر بزنید.
کودکان را به موسیقی تشویق کنید تا روحیه ی آنها هم زنده بماند.
حتی اگر علاقمند هستید این هفته هفته ی خوبی است برای آغاز یادگیری یک ساز موسیقی. البته اگر علاقمند هستید.
خواننده ها و سبک های موسیقی مورد علاقه خود را با ما تقسیم کنید.
موسیقی وبلاگ به مدت یک هفته
USA for Africa
We are the World, We are the Children
(لینک در بالای صفحه)
لینک های مرتبط:
آخرین اخبار:
بدلیل شروع امتحانات بنده و دلایل دیگری که به شما ربطی نداره وبلاگ تا یک ماه به غیر از معرفی روزهای مهم فرهنگی و قسمت اخبار فرهنگی هنری (مطالب خواندنی ستون سمت چپ وبلاگ) وبلاگ بروز نخواهد شد.
ادامه سریال خالق کوچولو فقط یک قسمت خواهد بود و پس از آن تا مدتی نخواهم نوشت. زیرا احساس کردم از میزان تعقیب کنندگان آن کم شده و نظری در مورد اینکه داستان را به چه سمتی ادامه دهم ندارم و از جانب شما هم نظری دریافت نمی کنم.
احتمالآ پس از یک ماه تنها نوشته های یادداشت خواهند بود.
باز هم اصرار می کنم علاقمندان مطالب فرهنگی هنری ادبی حداقل هفته ای یک بار به ستون مطالب خواندنی سر بزنند.
فعلآ همین .... شاد باشید
ما به عنوان ایرانی که صاحب تاریخ طولانی هستیم باید به چنین روزهایی بیشتر اهمیت بدیم.
سعی کنیم در چنین روزهایی از موزه ها و آثار باستانی دیدن کنیم و اگر در توانمان هست از چنین مکانهایی حمایت کنیم.
روز بزرگداشت حکیم عمر خیام
در ترکیه که من زندگی می کنم عمر خیام را به عنوان شاعری بزرگقبول دارند و کتابهایش بصورت ترجمه شده دست بسیاری از دوستداران ادبیات و شعر دیده می شود. ما باید سعی کنیم اطلاعاتمان را در مورد چنین اشخاصی که شهرت جهانی دارند بیشتر کنیم.
به نظر شما برای بزرگداشت چنین روزهایی چه کارهایی می توان انجام داد تا روح فرهنگ و هنر را در خودمان و اطرافیانمان زنده نگه داریم؟
من در مورد ارتباطات فقط گفتن همین را بسنده کنم که ارتباطات تنها راه نجات مناطقی است که در آنجا جهل و خرافات بسیار است. هر جا جهل باشد ظلم و ستم بیشتر خواهد بود.
در این مورد چه نوع پیشنهاداتی به افراد عادی می توان داد نمی دانم. خواهشآ چند تا پیشنهاد در این مورد برای ما بنویسید.
(این هم نگاه حکومت اسلامی ایران به روز ارتباطات و نکات منفی و ترسهایی که از ارتباطات بوجود می آید: روز جهانی ارتباطات از ایرنا )
روز جهانی مبارزه با هموفوبیا (اطلاعات بیشتر در مورد روز هموفبیا)
روز مدارا با همجنس.گرایان و دوجنس.گرایان - در تاریخ ۱۷ می ۱۹۹۰ همجنس.گرایی از لیست بیماریهای بین المللی (International Classification of Diseases) در سازمان جهانی سلامتی (World Health Organization) خارج شد. (اطلاعات بیشتر)
شما چقدر به عقاید حکومتی یا دینی اهمیت می دهید چقدر به یافته های بین المللی نمی دانم.
هفته خوابگاه های دانشجویی
بیست و دوم تا بیست و هشتم ادیبهشت ماه در ایران به نام هفته خوابگاههایی دانشجویی نامگذاری شده. معمولا در این هفته مقامات دولتی می کوشند با جلب حمایت و کمک افراد خیر، وضعیت خوابگاه های دانشجویی را سر و سامان دهند. (گفتگوی با دانشجویان در مورد خوابگاه های دانشجویی)
خوشبختانه من هیچوقت در این خوابگاه ها نماندم. از ماندن در آنها می ترسم.
![]() |
ایرانیان اوایل اردیبهشت را به نام و یاد سعدی می گذرانند و ۲۵ اردیبهشت را به یاد و نام فردوسی.
روز ۲۵ اردیبهشت روز ابوالقاسم فردوسی است که با نوشتن شاهنامه، خاطرات قومی ایرانیان را زنده کرد. پس از حمله اعراب مسلمان به ایران و رسمیت یافتن زبان عربی در ایران، میراث باستانی ایرانیان در معرض زوال و نابودی قرار داشت.
پس از احیای دوباره زبان فارسی نیز این خطر به قوت خود باقی بود، زیرا زبان فارسی که بعد از اسلام در ایران رواج یافت، زبان فارسی دری بود و بخش بزرگی از میراث ایرانیان به زبان های ایران باستان نوشته شده بود.
(متن کامل )
همچنین امروز روز جهانی خانواده است. مجمع جهانی سازمان ملل بر اساس قطعنامه شماره ۲۳۷/۴۷ که در تاریخ ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۳ به تصویب رسیده است. پنزدهم ماه می را که مصادف با ۲۵ اردیبهشت میباشد به نام روز جهانی خانواده اعلام کرده است. همه ساله چنین روزی به عنوان روز جهانی خانواده در کشورهای مختلف گرامی داشته می شود.
هدف از گرامیداشت این روز اهمیت جوامع جهانی به خانواده بعنوان اصلی ترین رکن جامعه و برطرف نمودن مواردی است که در دنیای امروز این کانون گرم زندگی را تهدید می کند. علاوه بر آن روز جهانی خانواده فرصت مناسبی است برای ارتقا سطح آگاهی عمومی در مورد مساءل مربوط به خانواده و بسط آن در جوامع مختلف.
پس چقدر خوب است که در این روز با این بهانه خانواده را دور هم جمع کنیم.
به نظر من اولیای خانواده علاوه بر درسهای زندگی که به فرزندانشان می دهند بهتر است پیشینه ی ایرانیان و آثار بزرگ آنان همچون شاهنامه را به آنها معرفی کنند.
من به شخصه اطلاع زیادی از شاهنامه و داستان هایش ندارم که برای من جای تاسف است. متاسفانه حالا دسترسی ندارم ولی سر فرصت باید بخوانم.
پی نوشت: صبای عزیز من اطلاعات چندانی در موردی که گفتید ندارم و منبعی قابل دسترس هم برای من موجود نیست. تنها این منبع اینترنتی در مورد ضحاک را پیدا کردم که نمی دانم چقدر کامل است.
خواهشآ آدرس ایمیل یا وبلاگ خودتون را بنویسید که من با شما مستقیم ارتباط داشته باشم.
ضمنآ امروز روز مادر در بسیاری از کشورهای جهان است. اگر اشتباه نکنم روز مادر ایران ۲۵ آذز (۱۶ دسامبر) است. اما برای من فرقی نمی کند. من می گویم هر روزی که به بهانه ای می توانیم از کسی مثل مادران یا پرستاران تشکر کنیم بهتر است اینکار را انجام دهیم.
مادران یکی از عوامل اصلی و مهم فرهنگی خانواده ها هستند. آنها کسانی هستند که انسانهای فردا را تربیت و بزرگ می کنند. باید قدر مادران را بدانیم و برای آنها ارزش قائل باشیم.
امروز برای ما بهانه ایست که از آنان بار دیگر تشکر کنیم.
اگر می خواهید ملتی را نابود کنید, هنر را از آنها بگیرید.
اگر بخواهید همین امروز تصمیمی بگیرید که در یک سال آینده تغییر عمده ای در زندگی خود یا دیگران ایجاد شود, چه تصمیم می گیرید؟
من پس از دیدن چند فیلم مستند و خواندن مقالاتی در مورد اعتراضاتو مقاومتهای آرژانتینی ها و جنبش های فرنسه با خود گفتم ما مردم ایران در بعضی مواقع چقدر بی عرضه و بی فایده هستیم.
هر کس و هر کشوری ما را به انواع چیزهایی از جمله تروریست و غیره متهم می کنند و در داخل انواع توسری ها می خوریم و بدبختی ها می کشیم و اصلآ هم صدایمان در نمی آید. لااقل اعتراض کنیم و این بلاها سرمان بیاید باز یک چیزی.
من اینطور احساس می کنم که شادی و نشاط ظاهری ما ایرانیها با سیاستهای داخلی و خارجی از ما گرفته شده است و یکی از دلایل مهم آن گرفته شدن هنر و نبود نوآوری در میان مردم است.
اگر ما قرار باشد اقدامی انجام دهیم تا سر زنده و همیشه سر پا باشیم, چه بر سر زورگویان داخلی چه خارجی باید هنر و نوآوری را در خود و اطرافمان به هر قیمتی که شده زنده نگه داریم. این وظیفه بطور روال در هر ملت و در هر تاریخی به عهده ی نویسنده ها و هنرمندان است.
اکثر کسانیکه این وبلاگرا می خوانند یا نویسنده و هنرمند هستند و یا به هنر علاقه دارند. پس من از شما خواهش می کنم که این وظیفه ی طبیعی تان را بخاطر آورید و با این تصمیمی که من گرفته ام همراهی کنید.
تصمیم دارم در وبلاگ تمامی روزهای مهم سال را از نظر نوآوری, فرهنگ و هنر بنابر تاریخشان یادآوری کنم و از شما می خواهم به فعالیت های مربوط به آن توجه کنید تا سعی کنیم این فرهنگ و هنر را در خانواده و اطرافمان حفظ کنیم. مهم این است که شور و اشتیاق هنر و نوآوری را نه تنها در خودمان بلکه در خانواده و اطرافمان بیدار و حفظ کنیم.
امروز را من روز تصمیم گیری اعلام می کنم. از شما می خواهم مثل من تصمیم برای تلاشی در این ضمینه بگیرید که روح در حال مرگ ایران را بازگردانیم.
اگر رویاهایی کودکانه نداشتم, هرگز نمی نوشتم.
وبلاگ نوشته دو ساله شد.
همیشه سعی من بر این بود: کاری کنم که مردم حقایق بیشتری را ببینند, بنابراین تصمیم گرفتم از جادوی نوشته استفاده کنم.
همه چیز از دو طرف آغاز شد. نویسنده و مخاطب
دوستان تازه ای پیدا کردیم و با شما نوع دیگری از دوستی را تجربه کردیم.
دور یا نزدیک در اینجا فرقی نمی کند. ما همه از یک دیاریم و با یک زبان
قلم در دستان من همچون دواندن اسبی وحشی است. و نشان دادن آن نوشته ها به شما همچون نشان دادن چیز هایی که در دوردست ها دیده ام.
نوشته ها در این وبلاگ گمنام مانند برخواستن دودی از پشت کوهی نامعلوم است. بعضی ها می بینند و بعضی ها نمی بینند. و آنها که می بینند هر یک برداشت جداگانه ای از عامل دود دارند.
گاهی مطالب را همانطور که بودند در اختیار شما می گذاشتیم و گاهی با دوران آن آنچه را می خواستیم ببینید نشان می دادیم.
همیشه سعی کردم به مخاطبانم نشان دهم که این نوشته هر نوشته ای نیست. همانطور که هر گردی گردو نیست. ![]()
و این دوران همگی به عنوان خاطراتی ثبت شده خواهند ماند.
دو سال گذشت و من بیش از صد و هشتاد و دو پست نوشتم.
هفتصد و سی و دو روز از آغاز کار می گذرد و به این ترتیب وبلاگ نوشته دو ساله شد.
|
| |
![]() | |
| ژاله اصفهانی سال ها در لندن زندگی کرده بود |
ژاله اصفهانی هشتاد و شش سال پیش یعنی در سال ۱۳۰۰ شمسی در شهر اصفهان به دنیا آمد. نخستین مجموعه شعر او با عنوان گل های خودرو در سال ۱۳۲۲ منتشر شد. در سال ۱۳۲۵ به اتفاق همسرش که افسر نیروی دریایی بود، از ایران خارج شد و به اتحاد جماهیر شوروی مهاجرت کرد.
خانم اصفهانی در سال ۱۳۳۳ در مسکو مدرک دکترا گرفت. او پس از انقلاب اسلامی به ایران بازگشت ولی پس از مدت کوتاهی دوباره از ایران مهاجرت کرد، ولی این بار به غرب، و در لندن مقیم شد.
مجموعه ای از شعرهای او در سال ۱۳۴۴ با عنوان "زنده رود" در مسکو منتشر شد. از ژاله اصفهانی تا به حال کتابهای اگر هزار قلم داشتم، البرز بی شکست، ای باد شرطه، خروش خاموشی، سرود جنگل، ترنم پرواز، موج در موج و شکوه شکفتن منتشر شده است. گزیده ای از اشعار او هم با عنوان Migrating Birds (پرندگان مهاجر) به زبان انگلیسی انتشار یافته است.
(متن کامل در ادامه مطلب)
2 آبان - راديو فردا، دوريس لسينگ، نويسنده بريتانيايی و برنده جايزه نوبل ادبيات، که در ايران متولد شده، در مصاحبه ای گفت که «از ايران و دولت اين کشور متنفر است.»
دوريس لسينگ به روزنامه ال پايس چاپ اسپانيا گفته است:« دولت ايران بسيار بيرحم است.»
وی با اشاره به سخنان «تحقير آميز» رييس دانشگاه کلمبيا در مورد محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران گفت:« نگاه کنيد که چه بر سر رييس جمهوری ايران در دانشگاه کلمبيا آمد. آنها او را بیرحم خواندند. معرکه بود! بايد بيشتر از اين حرف ها به وی می گفتند. کسی از وی به خاطر نفت انتقاد نمی کند.»
لی بالينجر، رييس دانشگاه کلمبيا، در اواخر ماه سپتامبر در سخنانی با اشاره به اينکه آقای احمدی نژاد «حادثه هالوکاست» را انکار می کند، گفت: کسی که اين حرف ها را بيان می کند يا شخصی«تحريک کننده و گستاخ» است و يا کسی است که «از روی بی اطلاعی » حرف می زند.
وی، همچنين محمود احمدی نژاد را «ديکتاتوری کوچک» خواند.
دوريس لسينگ به روزنامه ال پايس گفت که «به نظر وی واقعه ۱۱ سپتامبر در مقايسه با عمليات تروريستی ارتش جمهوريخواه ايرلند (ای ار ای) چندان وحشتناک نيست.»
وی همچنين از سياست های جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، و تونی بلر، نخست وزير سابق بريتانيا، به شدت انتقاد کرد و گفت که «من از همان آغاز از تونی بلر متنفر بودم.»
(متن کامل خبر در ادامه مطلب)
"کافه کتاب های تهران تا فردا صبح فرصت تخلیه مکان خود را دارند، در غیر این صورت اداره اماکن نیروی انتظامی این کافه ها را پلمب خواهد کرد."
"کافه کتاب ها که تعداد آن ها در تهران به بیش از ۵ مورد می رسد، فضاهایی است که در کنار کتابفروشی ها شکل گرفته و امکان گفت و گوی میان مراجعه کنندگان و مولفان آثار و حتی ورق زدن کتاب ها را فراهم کرده است."
متن کامل این خبر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید. من در اینجا می خواهم حرف شخصی یا همان حرف دلم را بزنم که دیگر بیش از این نمی توانم درونم نگاه دارم.
از اول دبیرستان که من علاقمند به نوشتن و نویسندگی شدم ارزویم یافتن کتابخانه ای مملو از کتاب های مختلف یا یک کتابفروشی خوب و محلی آرام ساکن باجوی مناسب برای نوشتن بود. حال شما قضاوت کنید آیا من چیز زیادی می خواهم؟
برای جمهوری اسلامی ان خواسته ی زیادیست در صورتیکه من که اکنون در ترکیه هستم و برای تمامی کشورهای اروپایی و آمریکایی این کمترین خواسته و مفیدترین خواسته ی یک دانش آموز یا دانشجو است که حاضر هستند با جان و دل در اختیار بگذارند. من حالا بهتر می فهمم که چرا از ایران خارج شدم.
من با دوستم آریا چند سالی است که دنبال چنین مکانها (کافه کتاب) هستیم که محیطی آرام و ارزان باشد اما بقدری کم شلوغ و گران هستند که آنها را زیاد ترجیح نمی دادیم و در این فکر بودیم چقدر خوب می شد که ما خودمان چنین مکانی تاسیس کنیم.
می دانم که خوب می دانید دلیل این اقدام دولت چیست. نیازی به گفتن نیست فقط اشاره ای به این پاراگراف می کنم:
"اداره اماکن نیروی انتظامی مشکل این کافه کتاب ها را تداخل صنفی اعلام کرده است. بر اساس قانون نظام صنفی ایران هر شغلی باید از اتحادیه مربوطه مجوز دریافت کند و اتحادیه مربوط به هر شغل نمی تواند مجوز به شغل دیگری بدهد، در حالی که کافه کتاب ها فقط از اتحادیه ناشران و کتابفروشان مجوز دارند و پیگری هایشان برای دریافت مجوز از صنف مربوط به کافه ها به جایی نرسیده است."
با این همه به گمان برخی از کارشناسان تداخل صنفی بهانه ای بیش نبوده و پیش از این کافه کتاب های چشمه و پاتوق فرهنگی تهران به دلایل دیگری تعطیل شده بودند و هم چنین تداخل هایی در صنوف دیگر نیز متدوال است و کسی کاری به آن ها ندارد.
این داوری را تعطیلی کافه تیتر و برخی از محافل تجمع روشنفکری نیز تشدید می کند و می توان چنین نتیجه گرفت که مشکل اصلی برای اداره اماکن این است که در چنین محافلی امکان گفت و گوی روشنفکری پدید می آید."
تصمیم کبری برای من: هرگز برای زندگی ایران را انتخاب نخواهم کرد. تنها سلاح من قلمم و فکرهایم است پس با ادامه داستان خالق کوچولو و هر نوشته ای که بیشتر بتوانم این حکومت دیکتاتوری را رسوا کنم به مبارزه با آنان ادامه دهم.
امید
کتاب ۲۶۴ صفحه ای کارتر از همان روی جلد و عنوان شدیدا حساسیت ایجاد کرده است. روی جلد کتاب و در سمت راست عکس نویسنده، تصویر معترضانی قرار دارد که در کنار دیوار حایل در کناره غربی تجمع کرده اند. البته از این مهم تر عنوان کتاب و استفاده از واژه "آپارتاید" در آن است.
فلسطین: صلح، نه تبعیض ( Palestine: Peace Not Apartheid ) را انتشارات "سایمون اند شوستر" در چهاردهم نوامبر سال گذشته میلادی روانه کتابفروشی ها کرد. این کتاب چندین ماه در فهرست پرفروش ترین های روزنامه نیویورک تایمز قرار داشت.
جیمی کارتر، سی و نهمین رئیس جمهوری ایالات متحده (۱۹۸۱-۱۹۷۷) است که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل صلح شد. در دوران ریاست جمهوری او بود که مذاکرات صلح میان مناخیم بگین و انور سادات رهبران اسرائیل و مصر برگزار شد و این به معاهده صلح میان اسرائیل ومصر انجامید.
جیمی کارتر پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش گهگاه درباره مناقشه اعراب و اسرائیل سخن گفته بود، اما هیچ کدام به اندازه چاپ این کتاب هیاهو ایجاد نکرد.
نوشته هنر است.

نوشته تبادل اطلاعات است.

نوشته راهی برای پیشرفت است.

نوشته گاهی ارتباط با دیگران 
و گاهی رسیدن به دیگران است. 
نوشته گاهی خود را فراموش کردن است 
و گاهی پیدا کردن خود. 
نوشته زمان نمی شناسد.

نوشته مکان نمی شناسد.

نوشته هدف است.

نوشته درد دل است.

بعضی اوقات نوشته سنبل اعتراض است.

نوشته اثر یک امت است.

نوشته فرهنگ یک ملت است.

نوشته نماد آزادی یک کشور است.

نوشته بیان نظرات است.

نوشته گاهی نظرات بین المللی ست 
و گاهی نظر یک شخص ساده. 
نوشته گرفتن حق است.

نوشته گاهی غرق شدن 
و گاهی شنا کردن است. 
نوشته گاهی فریاد سکوت است 
و گاهی سکوت فریاد. 
نوشته گاهی سوال است 
و گاهی جواب. 
نوشته, نوشته است.
وبلاگ نوشته یکساله شد.
![]() |
| يعقوب يادعلی در صداوسيمای ياسوج مشغول به کار بوده است |
يعقوب يادعلی در صداوسيمای ياسوج، مرکز استان کهکيلويه و بويراحمد مشغول به کار بوده و در زندان مرکزی اين شهر در بازداشت به سر می برد؛ تلاش وکيل او برای آزادی اش با قرار وثيقه يا انتقال پرونده او به ديگر استانها يا تهران به نتيجه ای نرسيده است.
اتهاماتی که عليه آقای يادعلی مطرح شده به دو مجموعه داستان او با عنوانهای حالتها در حياط و آداب بی قراری باز می گردد که يکی از شخصيتهای زن اين داستانها که با گويش لری صحبت می کند، با مردی غير از شوهرش روابط خاصی دارد.
افرادی در استان لرنشين کهکيلويه و بويراحمد، اين موضوع را توهين به قوم لر تلقی و عليه يعقوب نادعلی به مراجع قضائی شکايت کرده اند.
ببینید کار مملکت ما به کجا رسیده که نویسنده ها حق ندارند از قوم یا کشور خاصی در داستانهاشون استفاده کنند. بنظر شما این چنین مشکلات> مشکل فرهنگی محسوب می شوند یا سیاسی؟
(متن کامل خبر در ادامه مطلب)
![]() |
| سبک کورمک مک کارتی اغلب از سوی منتقدان به ویلیام فالکنر و هرمان ملویل تشبیه شده است |
سبک کورمک مک کارتی اغلب از سوی منتقدان به ویلیام فالکنر و هرمان ملویل تشبیه می شود. وی جایزه ده هزار دلاری معتبر پولیتزر را برای دهمین اثر خود جاده که درباره تقلای پدر و پسری در دنیای پس از دورانی خشونت بار است.
در رشته موسیقی هم ارنت کولمن (ernette coleman)، ساکسیفونیست سبک جاز، برنده پولیتزر شده است.
در بخش روزنامه نگاری، روزنامه وال استریت ژورنال دو جایزه ازآن خود کرد که یکی از آنها به خاطر پوشش مسایل چین بود.
خبرگزاری آسوشیتد پرس، جایزه بهترین عکس خبر فوری ( breaking news) را به خاطر به تصویر کشیدن مقاومت زنی یهودی در برابر ماموران امنیتی اسرائیل در زمان تخلیه شهرک نشین ها از کرانه غربی دریافت کرد.
![]() |
| این عکس برنده جایزه پولیتزر شده است |
مقالاتی از نیویورک دیلی نیوز نیز به خاطر انتشار گزارش هایی از کارگران خرابه های مرکز تجارت جهانی که دچار مشکلات سلامتی شده اند نیز جایزه پولیتزر دریافت کرده است.
در بخش دراما، نمایشنامه لانه خرگوش ، از دیوید لیندسی آبیر به رغم آنکه نامش در فهرست نهایی قرار نداشت، جایزه گرفت.
جایزه پولیتزر شعر نیز به ناتاشا ترثوی به خاطر کتاب نگهبان محلی تعلق گرفت و در زمینه ادبیات غیر داستانی نیز لورنس رایت به خاطر کتاب برج سرفراز که تحقیقی در مورد حوادث تروریستی یازده سپتامیر است جایزه را دریافت کرد.
ری برادبری، نویسنده سرشناس آثار علمی تخیلی و جان کولترانه، موزیسین جاز نیز جوایز ویژه ای دریافت کرده اند.
جوایز پولیتزر هر ساله با نظارت دانشگاه کلمبیا اهدا می شود.
تنها یک ایرانی تا کنون موفق به بردن پولیتزر شده است. جهانگیر رزمی در سال 1358 توانست به خاطر تصویر صحنه تيرباران يازده مرد در کردستان، واقع در غرب ايران، این جایزه را دریافت کند. وی تنها در سال 2006 اعلام کرد که عکاس این تصویر بوده است.
منبع: بی بی سی
کورت ونه گات، از چهره های سرشناس ادبیات معاصر آمریکا و خالق آثاری چون 'سلاخ خانه شماره پنج' و 'گهواره گربه' روز چهارشنبه در سن هشتاد و چهار سالگی درگذشت.
به گفته همسر آقای ونه گات، وی در خانه خودش در منهتن نیویورک زمین خورد و در اثر آسیب دیدگی از ناحیه مغز درگذشت.
![]() |
وی که در سال 1922 میلادی به دنیا آمده بود، در طول نیم قرن فعالیتش دهها رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه نوشت و در دهه های شصت و هفتاد میلادی هواداران بسیاری در جریان های دانشجویی پیدا کرد.
کورت ونه گات (Kurt Vonnegut) در شهر ایندیاناپولیس واقع در ایالت ایندیانا آمریکا از نسل چهارم مهاجران آلمانی-آمریکایی زاده شد و پیش از آنکه در بحبوحه جنگ جهانی دوم به ارتش بپیوندد در دانشگاه کورنل شیمی می خواند.
واقعه بمباران شهر درسدن آلمان توسط متفقین در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم تاثیر زیادی بر او داشت و مشهورترین اثر او، 'سلاخ خانه شماره پنج'، تحت تاثیر همین ماجرا نوشته شده است.
بمباران شهر درسدن در سیزدهم فوریه 1945 یکی از شدیدترین حملات هوایی متفقین علیه آلمان نازی بود که با آتش سوزی گسترده و مرگ 35 هزار نفر همراه بود.
آقای ونه گات و همقطارانش با پناه گرفتن در سردخانه کشتارگاه محل بازداشت خود موفق شدند از این حادثه جان سالم به در برند.
سال ها بعد، کورت واناگات از این حادثه این گونه یاد کرد: "خروج از پناهگاه تا ظهر روز بعد امن نبود. وقتی اسیران آمریکایی و نگهبانانشان از پناهگاه خارج شدند، آسمان از دود سیاه شده بود. شهر درسدن بیشتر به سطح ماه شباهت داشت و هیچ چیزی جز عناصر معدنی بر روی آن یافت نمی شد. سنگ ها داغ بودند. همه ساکنان محل کشته شده بودند."
![]() |
چاپ هم زمان رمان سلاخ خانه شماره 5 با اوج جنگ ویتنام در سال 1967 با استقبال جنبش ضد جنگ در آمریکا مواجه شد ولی دولت این کتاب را به بهانه وجود موارد غیراخلاقی از کتابخانه های عمومی و مدارس جمع آوری کرد.
این نویسنده آمریکایی اولین رمان خود را در سال 1951 میلادی با نام 'پیانوی نوازنده' منتشر کرد. مضمون این کتاب که به قدرت یافتن ماشین ها در جهان می پردازد، موجب شد که بسیاری وی را در زمره نویسندگان علمی-تخیلی تصور کرده و توجه چندانی به او نکنند.
اما حدود یک دهه بعد - در سال 1963 - با انتشار کتاب 'گهواره گربه'، تحسین منتقدین را برانگیخت. رمان هجویه ای است از علم نوین که به گفته ونه گات وعده پیشرفت می دهد، اما جهان را به پایان خویش سوق می دهد.
کورت ونه گات سال گذشته پس از سالها کم کاری کتاب 'مرد بی سرزمین' را آنگونه که خودش می گوید از سر 'نفرت' از جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، نوشت.
او به رغم موفقیت چشمگیرش در عرصه ادبیات، همواره با معضل افسردگی روبرو بود و یکبار در سال 1984 میلادی با قرص و الکل دست به خودکشی زد. بعدها به شوخی می گفت که [در خودکشی] گند زده بوده است.
منتقدان ادبی همواره به نوشته های کورت ونه گات که ترکیبی از طنز سیاه، انتقاد از مسائل اجتماعی آمریکا و داستان های علمی تخیلی است، نگاه ویژه ای داشته اند.
این درحالی است که وی در جوانی به خاطر انتقاد تند یکی از استادانش که او را نویسنده کم استعدادی دانسته بود، تحصیلات دانشگاهی خود را ناتمام گذاشت.
تصویر آمریکا
مخالفت ونه گات با جنگ و انتقاد او به مسائل اجتماعی کشورش در بسیاری از آثارش مشهود است و چهره ای متفاوت از آمریکا ترسیم می کند.
تصویری که ونه گات از آمریکا ارائه کرده جامعه ای هرج و مرج طلب، اهل حال و نه چندان مذهبی است که شهروندان آن بدون توجه به همه پیشرفت هایشان از زندگی ناراضی هستند و احساس خوشبختی نمی کنند.
به گفته ونه گات جنگ ویتنام و مخالفت گسترده عمومی با آن یکی از مهمترین علت های گسترش کارهای انتقادی مانند نوشته های او در میان بخشی از جامعه آمریکا بوده است.
"فکر می کنم جنگ ویتنام علاوه بر من سایر نویسنده ها را هم از قید و بند های اجتماعی آزاد کرد. این جنگ چهره ای احمقانه را از انگیزه های رهبران ما ترسیم کرد که به ما اجازه داد درباره کارهای بدی که در حق مردم ویتنام انجام داده بودیم حرف بزنیم. آن چه که من دیدم و آن چه من در آن ایام گزارش کردم که همان حقیقت بود، باعث شد تا چهره زشت جنگ ویتنام نمایان تر شود."
فعالیت ادبی کورت ونه گات در سه دهه آخر عمر او کمتر از 20 سال نخست دوران نویسندگی اش بود و به گفته خود او در کارهای آخرش اثر کمتری از شوخ طبعی و نوآوری های اولیه دیده می شود.
![]() | |
| جوزف باربرا به همراه شریکش هشت جایزه امی و هفت اسکار برای کارتون هایش دریافت کرده است |
وی و ويليام هانا، از دهه پنجاه و پس از آنکه تام و جری را برای متروگلدوین مایر ساختند کمپانی خودشان را تاسیس کردند.
بری میر مدیر اجرایی کمپانی برادران وارنر در باره او می گوید: "شخصیت هایی که او به همراه شریکش ویلیام هانا خلق کرد، تنها سوپراستارهای کارتونی نیستند بلکه اجزای محبوبی از فرهنگ پاپ آمریکایی هستند."
هنگامی که طرح های جوزف باربرا در جوانی به مجله های کارتون راه پیدا کردند او به دنیای سینما و تلویزیون وارد شد.
تام و جری
جوزف باربرا در سال 1937 با ویلیام هانا در کمپانی متروگلدوین مایر ملاقات کرد و مدتی بعد آنها یک گربه و موش به نام های تام و جری را خلق کردند.
![]() | |
| تام و جری یکی از محبوب ترین کارتون های جهان شناخته شده است |
پس از تاسیس کمپانی هانا-باربرا آنها شخصیت های کارتونی محبوبی چون عصر حجر خلق کردند.
در طول دهه های بعدی هانا و باربرا 300 قسمت کارتون و بیش از 3000برنامه نیم ساعته کارتونی تولید کردند.
نیم قرن محبوبیت
نزدیک به نیم قرن است که شخصیت های کارتونی جوزف باربرا و ویلیام هانا در تلویزیون به نمایش در آمده است اما همچنان کارتون های آنها در سراسر جهان به نمایش در می آید.
تقریبا اغلب کارتون های هانا و باربرا در ایران در طی نیم قرن گذشته به نمایش در آمده اند و به علاوه این کارتون ها به شخصیت های محبوب میلیون ها نفر در جهان بدل شده اند که هنوز تی شرت ها و محصولاتی با تصاویر آنها را می خرند.
عصرحجر
پس از آنکه يک نظرسنجی نشان داد بيشتر مخاطبان کارتون هکلبری هوند را بزرگسالان تشکيل می داد، کارتون عصر حجر در سال 1960 به عنوان يک برنامه خانوادگی ساخته شد.
![]() | |
| کارتون عصر حجر برای خانواده ها ساخته شد وبه سرعت محبوب شد |
ماجراهای فرد فلینستون و دوست صمیمی اش بارنی روبل بلافاصله به محبوبیت چشمگیری دست یافت.
جوزف باربرا تا سالهای واپسین عمر به کار ادامه داد و به همراه هانا هشت جایزه امی که اسکار تلویزیونی تلقی می شود دریافت کرد.
وی ۱۸ دسامبر در خانه و در حالی که همسرش بر بالینش بود درگذشت.
منبع: بی بی سی پرشین